اشتباهات معامله گران


اشتباهات رایج در معاملات فارکس که هر تریدری باید از آن اجتناب کند

اشتباهات، جزء لاینفک فرآیند یادگیری هستند و همه ما وقتیکه در حال یادگیری چیز جدیدی هستیم، مرتکب آنها می شویم. ولی با این حال، اشتباهات در معاملات بازار فارکس، می توانند هزینه های جبران ناپذیری داشته باشند.

در نتیجه نوآموزان و حتی معامله گران دیگر، باید نسبت به اشتباهات متداول این بازار آگاهی کاملی داشته باشند، و سعی کنند از همان ابتدای معاملاتشان، از آنها اجتناب کنند.

معامله بدون طرح و برنامه

این یکی از رایج ترین اشتباهات نوآموزان است. شما فقط با دیدن یک نکته تکنیکالی که اتفاقا از آن هم خوشتان می آید، پوزیشنی را باز کرده و شروع به ترید کردن می کنید. معامله فقط درباره سود کردن نیست بلکه شما باید ضررهای معامله تان را هم قبل از شروع هر ترید، ارزیابی کنید.

در عوض به جای این اشتباه شما باید یک نقشه یا استراتژی معاملاتی داشته باشید که در آن اهداف قیمتی تان و حد سودتان مشخص باشد بعلاوه، ضررهایتان را هم تا جایی که امکان دارد، کوچک بکنید.

به خاطر داشته باشید بازار همیشه در حال نوسان و تغییر است ولی زمانیکه شما یک استراتژی معاملاتی صحیحی دارید که در آن حد ضرر شما با رعایت مدیریت سرمایه، اعمال شده باشد، آماده هرگونه واکنش به رفتارهای غیر قابل پیشبینی بازار، خواهید بود.

استفاده نکردن از دستور سفارشات توقف (Stop Orders)

سفارشات توقف به معامله گران کمک می کند تا مواقعی که پوزیشن معامله بر علیه آنها کار می کند، سودهای احتمالی شان را از بازار بگیرند و یا ضررهای احتمالی شان را کاهش دهند.

برخی از معامله گران از ترس اینکه مبادا معامله شان بسته شود، از این دستور معاملاتی اجتناب می کنند اما نوآموزان، باید از این دستور استفاده کنند.

قابل ذکر است که دستور سفارشات توقف، این فرصت را که معامله گر در تمام زمان ترید، پای میز معامله بماند از او می گیرد و مدتی تریدر را از میز کارش خارج خواهد کرد.

ناتوانی در کوچک کردن ضررها

این اشتباه با عنوان قبلی مرتبط است "اجتناب از سفارشات توقف". وقتیکه معامله وارد ضرر می شود، معامله گر با این گمان که معامله مجددا وارد سود خواهد شد، منتظر می ماند و در قیمتی که در طرح معاملاتی اش قرار بوده از معامله خارج شود، با گمانی خام، به ترید کردن ادامه می دهد.

با تعیین قیمت سفارش توقف مشخص شده، هر حرکتی در قیمت، نشان دهنده تغییر روند است. وضعیت ممکن است برای معامله گر بدتر شده و ضررش همین طور، بزرگتر شود.

برای اجتناب از این سناریو، یک معامله گر آگاه باید آماده باشد که بدون تردید، ضررهایش را با قیمتی از پیش تعیین شده، کاهش دهد.

loss

معامله کردن با ریسک به ریوارد نامناسب

سود بالقوه هر معامله ای، باید از ضرر بالقوه آن بیشتر باشد. اگر شما این دستورالعمل ساده را به اجرا در آورید، حتی اگر فقط در نیمی از معاملاتتان سود کنید، معاملاتی موفق و سودده، خواهید داشت.

گاهی اوقات مبتدیان "چیز مطمئنی" را در یک معامله می بینند و وارد تریدهایی می شوند که خطر بالقوه آن، از پاداشش بیشتر است. این نوع معامله، ممکن است چند بار به طور شانسی خوب عمل کند اما، این استراتژی راهی مطمئن برای از دست دادن سرمایه تان در دراز مدت می باشد.

ورود به پوزیشن هایی با سایزهای نامناسب

گاهی وقتها نوآموزان بازار فارکس، خیلی طمعکار می شوند و با سایزهای بسیار بالایی وارد معامله می شوند. آنها آمادگی دیدن ارقام بزرگتر روی صفحه کامپیوترشان را ندارند، در نتیجه نوسانات معمولی مارکت، استرس بسیار زیادی را به آنها وارد می کند.

نتیجتا، اشتباهات رقم می خورد و آنها سرمایه شان را از دست می دهند. راه ساده اجتناب از این اشتباه، معامله کردن با سایزهای مناسب و اصولی است.

البته که یک تریدر در طول تجربه معاملاتیش باید پیشرفت کند اما، نه اینکه سایز معاملاتش را هفته به هفته بزرگتر کند و نه فقط به صرف اینکه امروز روز شانس تریدر است، سایز معامله را دو یا سه برابر کند و تمام سرمایه اش را در کسری از ثانیه، از دست بدهد.

تمرکز بیش از حد بر اخبار

اخبار اقتصادی تأثیرات زیادی بر بازار ارزهای بین المللی فارکس دارند. معامله گران به گزارش های اقتصادی، تفسیرهای بانکهای مرکزی و تحولات سیاسی عمومی، واکنش نشان می دهند.

معامله گران مبتدی باید توجه داشته باشند که تنها چیزی که در مارکت اهمیت دارد، تفسیر و برداشت بازار از آن خبر مربوطه است و نه باور و نظر معامله گران. یادتان باشد نظرات شما هیچ تاثیری بر پویایی بازار نخواهد داشت.

به عنوان مثال، باور یک معامله گر ممکن است این باشد که داده های اقتصادی قوی از منطقه یورو، باید برای EUR/USD مثبت باشد و باعث صعود آن شود، اما نظر بازار در آن روز، ممکن است متفاوت باشد.

عدم احترام به نظر بازار، منجر به ضرر معامله گران و از دست دادن سرمایه اشان می شود. در نتیجه شما باید همیشه بر خود بازار تمرکز کنید و نه تفسیر و برداشت شخصی تان از آن خبر مربوطه.

news

نادیده گرفتن اخبار

در حالی که تمرکز بیش از حد بر اخبار، احتمالاً به عملکرد شما آسیب می رساند، نادیده گرفتن اخبار هم، برای شما ضرر آفرین است. شما همیشه باید از گزارش های مهم اقتصادی و زمان انتشار آنها مطلع باشید زیرا چنین اخباری اغلب در بازار، تکان دهنده است.

تغییر استراتژی های معاملاتی

هر استراتژی معاملاتی برای نشان دادن عملکردش، نیازمند زمان است. اگر یک معامله گر برای یک دوره زمانی مهم به یک استراتژی پایبند نباشد، هرگز نمی تواند بفهمد که آیا این روش کار می کند یا خیر.

علاوه بر این، تغییر مداوم بین استراتژی های معاملاتی، باعث سردرگمی و هرج و مرج می شود که برای حساب تجاری شما بد است. هنگامی که یک استراتژی معاملاتی را انتخاب کردید، باید مدتی برای بررسی اینکه آیا در شرایط فعلی بازار به خوبی کار می کند یا نه، به آن مهلت دهید.

معامله کردن برای سرگرمی و تفریح

هدف از معامله کردن، پول درآوردن است. اگر هدف یک تریدر از حضور در بازارهای جهانی، هیجان احساسات باشد، باید بگویم دیر یا زود تمام سرمایه اش را از دست خواهد داد.

گاهی وقتها معامله گران نوآموز فقط برای رفع احساس کسالت، ترید می کنند. این کار، فرجام نیکی ندارد. برای به حداکثر رساندن احتمال سود یک ترید، معامله گر با توجه به یک برنامه معاملاتی صحیح، باید منتظر قرار گرفتن پارامترهای صحیح و مناسب برای ورود به معامله باشد.

trading journal

نداشتن یک ژورنال معاملاتی

ژورنال یا مجله معاملاتی، روشی عالی برای یاد گرفتن بازارها و معاملاتتان است. زمانی که به اندازه کافی اطلاعات درباره بازار کسب کردید، آن وقت است که توانایی تحلیل کردن اینکه چه چیزی برای شما کار می کند و چه چیزی کار نمی کند را، به دست می آورید.

داشتن یک ژورنال معاملاتی، بعد از یک روز ناموفق، ممکن است یک کار خسته کننده به نظر برسد.

اما، تلاش های شما نتیجه خواهد داد زیرا مجله معاملاتی، بینش منحصر به فردی در مورد نقاط قوت و ضعف شما به عنوان یک معامله گر، ارائه می دهد.

اضافه کردن به پوزیشن در حال ضرر

اضافه کردن به مقدار خرید معامله، با دید خرید پله ای، یک اشتباه بزرگ برای معامله گران مبتدی است. مبتدیان باید یاد بگیرند تا ضررهای خودشان را کاهش دهند، چرا که استراتژی های پیچیده ای که ممکن است شامل خرید پله ای ​​باشد، فقط مناسب معامله گران پیشرفته است.

نکته کلیدی که باید در نظر داشته باشید این است که، اضافه کردن به پوزیشنی که در ضرر است، خطرات معامله ای که همین الان هم در جهت اشتباهی پیش می رود را، افزایش می دهد که این مسئله، برای نوآموزان بسیار خطرناک است.

emotional

احساساتی شدن در حین معامله کردن

فیلم ها اغلب معامله گرانی را نشان می دهند که لپ تاپ های خود را از پنجره به بیرون پرتاب می کنند اما، این چیزی نیست که شما بخواهید آن را تکرار کنید. اگر بیش از حد احساساتی شدید، باید معامله تان را متوقف کنید تا آرام شوید.

گاهی معامله گران بسیار احساساتی می شوند و حتی با اینکه در حال ضرر کردن و از دست دادن سرمایه شان هستند، پشت سر هم ترید می کنند.

لطفا از ورود به چنین حالات روحی و احساساتی در حین معامله کردن، پرهیز کنید و با ظاهر شدن اولین نشانه های احساسی شدید، دست از معامله و ترید کردن بردارید.

۱۰ اشتباه مرگبار معامله گران چیست؟

معامله گری هیجان انگیز و بسیار سخت است. برخی می گویند که بیش از 10000 ساعت طول می کشد تا افراد بر معامله گری تسلط یابند. برخی دیگر معتقدند که معامله گری راهی برای سریع ثروتمند شدن است. ممکن است هر دو اشتباه کنند. آنچه مهم است بدانید این است که مهم نیست که چقدر تجربه دارید، بلکه اشتباهات شما بخشی از روند معاملاتی شما خواهند بود. به همین دلیل است که همیشه باید آماده باشید که در صورت وقوع وضعیت مشابه در صورت امکان مجددا مرتکب آن اشتباهات نشوید . در این مقاله از آکادمی G2O ما لیستی از اشتباهات معاملاتی را جمع آوری کرده ایم که باید سعی کنید از آنها اجتناب کنید. پیشنهاد میکنیم این مقاله را تا انتها مطالعه کنید .

۱) معامله بدون داشتن برنامه معاملاتی از پیش تعریف شده

برای آگاهی از آخرین دوره های آکادمی g2o و ثبت نام، با شماره ۰۲۱۲۸۴۲۲۶۸۸ تماس بگیرید.

برای دریافت آموزشهای رایگان تیم g2o و همچنین دریافت مشاوره رایگان، شماره تماس خود را در فرم زیر وارد نمایید تا مشاوران ما در اسرع وقت با شما تماس حاصل نمایند.

اولین اشتباه مهلک معامله گران معامله بدون برنامه است. داشتن یک برنامه معاملاتی از پیش تعریف شده مکتوب به دو دلیل به شما کمک می کند. معاملات به جنبه های مختلفی بستگی دارد که شامل وضعیت بازارهای سراسر جهان، وضعیت بازارهای خارج از کشور، وضعیت معاملات آتی شاخص مانند صندوق های بورسی نزدک ۱۰۰ می شود. در نظر گرفتن معاملات آتی شاخص یک گزینه عاقلانه برای ارزیابی شرایط کلی بازار است. فهرستی از کارهایی که باید انجام دهید تهیه کنید و قبل از انجام کارهایتان عادت به تحقیق در بازار داشته باشید. این نه تنها شما را از ریسک‌های غیرضروری باز می‌دارد، بلکه احتمال از دست دادن پول را نیز به حداقل می‌رساند.

۲) اهرم بیش از حد بالا

اهرم بیش از حد بالا دومین مرگبار معامله گران است. اهرم بیش از حد بالا یک شمشیر دو لبه است. به طوریکه در یک بازی برنده می تواند بهترین دوست شما باشد، اما وقتی روند تغییر می کند، تبدیل به بزرگترین دشمن شما می شود. نتیجه صحبت‌های اخیر در مورد ممنوعیت اهرم‌های بالاتر از ۱:۵۰ برای معامله‌گران با تجربه و ۱:۲۵ برای معامله‌گران آماتور در بریتانیا، این بود که بسیاری از معامله‌گران پول خود را خیلی سریع از دست دادند. علاوه بر این خبر خوبی برای اکثر معامله‌گران بی‌تجربه است، زیرا به نوعی قرار گرفتن در معرض آن‌ها را محدود می‌کند. این به آنها اجازه می دهد تا قوانین مدیریت سرمایه خود را راحت تر دنبال کنند. برای معامله گران حریص تر و بی حوصله تر،خبر وحشتناکی است. خوشبختانه، این ممکن است منجر به نتایج بهتر در عملکرد آنها در بلند مدت نیز شود.

اهرم بیش از حد بالا یک روش خطرناک برای این باور است که می توانید سریعتر پول بیشتری به دست آورید. بسیاری از معامله گران با این طرز تفکر گمراه می شوند و در نهایت در مدت کوتاهی تمام پول خود را از دست می دهند. برخی از بروکرها مقادیر دیوانه‌واری از اهرم (مانند ۱:۲۰۰۰) را ارائه می‌کنند که نمی‌تواند به چیزی بیش از فراموشی منجر شود. بنابراین، هنگام انتخاب سطوح و بروکر هایی که آنها را نمایندگی می کنند، باید بسیار مراقب باشید. به همین دلیل است که تنوع در میان بروکرهای مختلف احتمالا بهترین استراتژی است.

۳) استفاده از رایانه

الف) قوانین ورود را تنظیم کنید

سیستم‌های رایانه‌ای برای انجام معاملات مؤثرتر هستند، زیرا نسبت به عواملی که در معاملات رخ می‌دهد احساسی ندارند و از نظر عاطفی به عواملی که از یک جهت مرتبط با معامله است، وابسته نیستند. علاوه بر این، کامپیوترها اشتباهات معامله گران در مقایسه با معامله گران قادر به انجام کارهای بیشتری در یک زمان هستند. این یکی از دلایل متعددی است که بیش از ۵۰ درصد از معاملاتی که در بورس نیویورک انجام می‌شود با برنامه رایانه‌ای صورت می گیرد.

یک قانون ورودی معمولی را می‌توان در جمله‌ای مانند این قرار داد: «اگر سیگنال A صادر شد و حداقل هدفی سه برابر حد ضرر من وجود داشت و معامله ما در مسیر درستی بود و حمایت می شد، پس از اینجا قراردادها یا سهام X را خریداری کنید.» وقتی صحبت از تصمیم گیری سریع با پیروی از مجموعه ای از قوانین می شود، رایانه ها منطقی تر هستند. مهم نیست که معامله گران چقدر با تجربه هستند، گاهی اوقات آنها در تصمیم گیری بدون توجه به قوانین آنها تردید دارند.

ب) قوانین خروج را تنظیم کنید

به طور معمول، معامله گران ۹۰ درصد از تلاش خود را در جستجوی سیگنال های خرید صرف می کنند، اما هرگز به زمان خروج توجه نمی کنند. گاهی اوقات، بستن یک معامله زیانده دشوار است، اما قطعاً عاقلانه تر است که ضرر کوچکی را متحمل شوید و به دنبال فرصتی جدید باشید.

معامله‌گران حرفه‌ای هر روز معاملات زیادی را از دست می‌دهند، اما پول خود را مدیریت می‌کنند و ضرر خود را محدود می‌کنند، که منجر به یک روش معاملاتی سودآور برای آنها می‌شود.

قبل از ورود به معامله، باید از زمان و سطح خروج خود آگاه باشید. حداقل دو مورد برای هر معامله وجود دارد. اول، اگر معامله علیه شما انجام شود، حد ضرر شما کجاست؟ این سطح باید نوشته شود. سطح دوم حد سود شماست. هنگامی که به آنجا رسیدید، بخشی از معامله خود را بفروشید و حتی در صورت تمایل کل معامله را ببندید. همانطور که در بالا توضیح داده شد، هرگز بیش از درصد مشخصی از پرتفوی خود را در هیچ معامله ای ریسک نکنید.

۴) تلاش برای یکنواخت شدن یا بیش از حد صبر بودن

قانون شماره ۴ صبر است. صبر در معاملات فارکس در نهایت نتیجه می دهد زیرا به شما این امکان را می دهد که کمی منتظر بمانید مسیر مناسب معاملات خود را بیابید . اکثر معامله گران بیش از حد بی صبر هستند به طوریکه هر زمان فرصتی پیش آمد وارد بازار شوند و معامله کنند. این احتمالاً به دلیل طبیعت انسانی ما و اشتیاق به کسب ” سریع پول” است. اما اگر یک چیز وجود دارد که احتمال برنده شدن را تضمین می کند، این است که صبر داشته باشید تا قبل از معامله، تمام اطلاعات لازم را درک کنید. ظاهراً این امر زمان می برد زیرا عوامل زیادی در آن دخیل هستند، مانند شکل گیری روندها، اصلاحات روند، اوج و پایین. بی حوصلگی برای بررسی این مسائل می تواند منجر به از دست دادن پول شود. گاهی اوقات می تواند مفید باشد که به جای تمرکز بیش از اشتباهات معامله گران حد بر روی یک جنبه، استراحت کنید، به خود اجازه دهید زمان بگذرد تا به تصویر واضحی دست یابید. به یاد داشته باشید که اگر یک معامله در لحظه اشتباه اجرا شود، ممکن است منجر زیان بالایی شود . صبر کردن برای اصلاح بازار، قبل از اینکه وارد معامله شوید، به زمان و انتظار نیاز دارد.

اما زمان می برد… برخی از معامله گران متوجه نمی شوند که موفقیت به زمان نیاز دارد. آنها اغلب به امید کسب درآمد سریع طعمه بی صبری خود می شوند. این می تواند یک محیط نوسانی باشد، و نمودارها ممکن است به سختی خوانده شوند، بنابراین عاقلانه است که گاهی اوقات برای جلوگیری از اشتباهات پرریسک منتظر بمانید. برای انجام کارها عجله نکنید، یا سعی نکنید به هر قیمتی شده وارد معامله شوید و فقط از دل خود پیروی کنید. بازار می تواند بسیار مشکل باشد و اغلب سیگنال های اشتباهی را ارسال می کند. صبورانه منتظر بهترین فرصت ها باشید.

چگونه بر اشتباهات خود غلبه کنیم

             بازار های مالی (فارکس) محل آزمایش ما هستند. در صورتیکه از تریدرهای موفق جهان بپرسید مهمترین عامل موفقیت در آموزش فارکس چیست قطعا به شما خواهند گفت : روانشناسی فردی و بازار. اگر در آموزش بورس در بخش روانشناسی ترید،تمامی اشتباهاتی که یک معامله گر انجام می دهد را بشمارید بیشتر از ده مورد نیست.عامل اصلی ضرر تکرار این اشتباهات است.

مغز انسان‌ها در شرایطی شکل گرفته که به کل متفاوت از آن چیزی است که معامله‌گران با آن سر و کار دارند. بسیاری از مشخصه‌های الگوهای تصمیم‌گیری برای مغز در فشار بازار بیشتر آسیب‌رسان هستند تا مفید. در این مقاله مثال‌هایی بیان می‌شوند که نشان می‌دهند چگونه نیازهای جدی ذهنی یک معامله‌گر می‌تواند منجر به ضرر و زیان شود.

می‌خواهم لذت ببرم

سیستم غرایز انسان مطابق اصل “چماق و هویج” عمل می‌کند. پس از انجام یک عمل خوب (غذا خوردن، ورزش کردن و غیره)، شخص با انتشار هورمون‌های شادی و سرخوشی به نام سروتونین و دوپامین تشویق و ترغیب می‌شود و بعد از ارتکاب یک کار اشتباه، با درد و رنج و انتشار هورمون کورتیزول احساس ناخوشی به او دست می‌دهد.

بنابراین در حالت “پیش‌فرض” مغز انسان همواره در جستجوی فرصتی برای دریافت بسته دیگری از شادی و سرخوشی است. اگر معامله‌گری موفق شود حداقل یک مرتبه سود قابل توجهی کسب کند و احساس خوشحالی به او دست دهد، در این صورت مغز او زنجیره منطقی را تشکیل داده است: “یک معامله انجام داد و از آن لذت برد”. اتصال مشابهی در مغز افرادی که معتاد به قمار هستند ایجاد می‌شود.

بعلاوه به عنوان یک قانون، پیچیدگی تحلیل بازار ساده می‌شود و تنها واقعیتی با بیشترین برجستگی در حافظه ذخیره می‌شود. برای مثال “معامله در جهت روند انجام شد.”

و حال معامله‌گر با یک پیش‌بینی خوشایند وارد معامله‌ای در جهت روند می‌شود، بدون اینکه متوجه عملکرد خود باشد و از استراتژی یا تحلیل‌های خود استفاده کند و تنها در جستجوی احساس لذت و شادمانی حاصل از سود آسان و راحت است.

می‌خواهم جبران کنم، قادر به تحمل ضرر و زیان نیستم

تصور کنید که معامله‌گر پس از صبر و انتظاری طولانی، در عوض دریافت سود با ضرر مواجه شود و پس از آن ضرری دیگر. در این هنگام توقع لذت و شادی با بهت و حیرت جایگزین می‌شود: “چه اتفاقی افتاد؟ من دقیقا مشابه همین معامله را قبلا انجام داده‌ بودم!”. و این ضرر کوچک کمتر از احمق به نظر رسیدن در نظر دوستان و آشنایان شما را وحشت‌زده می‌کند، یعنی کسانی که معامله‌گر پیش از این در برابر آن‌ها از موفقیت خود لاف زده بود و خودستایی کرده بود.

در این موقع یک معامله سودآور در نظر معامله‌گر دیگر سود محسوب نمی‌شود، بلکه تنها افتخار و غرور به همراه دارد. در واقع راهی برای التیام اعتماد به نفس آسیب دیده است. در این حالت، مغز زمان لازم برای تفکر درباره موقعیت‌های سودآور، ارزیابی نسبت سود به ضرر و بررسی دیگر مسائل ندارد. هدف اصلی کسب سود در سریع‌ترین زمان ممکن و برگشت به ناحیه آسایش و راحتی است. و برای کسب سود، لازم است معامله دیگری انجام دهید. به نظر می‌رسد ذهن ناخودآگاه معامله‌گر را وادار به ورود به معاملات می‌کند، حتی در شرایطی که بازار وضعیت مساعدی ندارد.

ترس از دست رفتن فرصت

اشاره کردیم که مغز اغلب اوقات معاملات موفق را ساده‌سازی می‌کند و به صورت چند نکته آسان ثبت می‌کند، برای مثال “معامله در جهت روند”. گاهی اوقات، به ویژه پس از چندین فرصت از دست رفته معاملاتی، معامله‌گر دچار بیم و هراس از دست رفتن سود می‌شود. معامله‌گر به شدت در جستجوی الگوها و سیگنال‌ها است، به تایم‌فریم‌های پایین‌تر رجوع می‌کند و مدام نمودارها را به‌روزرسانی می‌کند.

کاملا منطقی است که اگر در مورد یک معامله شک و تردیدی وجود دارد، بهتر است از هر گونه اقدامی خودداری کنیم و صرفا نظاره‌گر بازار باشیم. اما ترس از دست دادن سود، بر این منطق غلبه می‌کند. یادآوری کمرنگی از “معامله در جهت روند” ناگهان انگیزه بسیار قدرتمندی برای ورود به معامله ایجاد می‌کند.

در این شرایط محدود کردن نفس به انقیاد از نظم و برنامه معاملاتی بسیار دشوار است، چرا که گاهی اوقات بعضی از موارد “معامله در جهت روند” واقعا اجرا می‌شوند و در نتیجه بر معاملات اشتباه صحه می‌گذارند. در همین هنگام اضطراب رو به افزایش معامله‌گر به او امکان تمرکز بر عوامل دیگری که بر موقعیت بازار موثر هستند را نمی‌دهد.

می‌خواهم از درد دور باشم. حلقه‌های منطقی

معاملات ناموفق متوالی تجربه بسیار ناگواری است. اما هر معامله‌گری یک مرتبه دچار ضررهای پشت سر هم می‌شود که می‌تواند به شدت دردآور باشد. همزمان ذهن ناخودآگاه به سختی تلاش می‌کند که از شما در برابر احساسات منفی محافظت کند و به همین منظور راه‌حل‌های منطقی پیشنهاد می‌دهد: یک تکه شکلات بخور (دریافت اندورفین)، از معامله‌ کردن فاصله بگیر، درباره مشکلی به دوستانت اعتراض کن، چیزی برای خود بخر (به ویژه برای خانم‌ها)، قدری بخواب و غیره.

تحت تاثیر ذهن خودآگاه، پیشنهادهای دیگری ارائه می‌شود: در چند دوره آموزشی دیگر ثبت نام کن، در اینترنت جستجو کن استراتژی‌های معاملاتی “سودآور” و به جفت‌ارزهای دیگر هم توجه کن. اما همه این موارد برای یافتن راه‌حلی سریع به ذهن می‌رسند، در حالیکه بخش بزرگی از معامله‌گری موفق را جستجو‌های شخصی درباره بازار شکل می‌دهد.

بازار پیوسته در حد جزئیات کوچک اما در عین حال قابل توجه در حال تغییر است. بسته به تمایلات بازار، از دسته سیگنال‌های مشابه می‌توان در جهات مختلف بهره برد. بدون نظارت دقیق بر بازار، پی بردن به این اختلاف بسیار مشکل است.

افزایش سطح استرس، تمرکز بر بازار را غیرممکن می‌سازد. بدن انسان تحت فشار و استرس بیشتر تمایل به جنگ یا گریز دارد تا تفکر عمیق و کار خلاقانه. در نتیجه معامله‌گر بازار را بصورت کاملا سطحی تحلیل می‌کند و اسیر و گرفتار “حلقه‌های منطقی” متعددی می‌شود.

برای مثال، معامله‌گری با ۲ درصد سود از معامله خارج می‌شود و قیمت به اندازه ۱ درصد دیگر پیشروی می‌کند. مرتبه دیگر که تحلیل می‌کند، تصمیم می‌گیرد معامله را به قصد دریافت سود بیشتر برای مدت زمان طولانی‌تری باز نگه دارد. اما نمودار قیمت تغییر مسیر می‌دهد و در خلاف جهت معامله حرکت می‌کند و در نهایت معامله با لمس حد ضرر بسته می‌شود. دفعه بعد پس از تحلیل بازار تصمیم می‌گیرد با سود ۲ درصدی از بازار خارج شود، و به همین ترتیب این حلقه تکرار می‌شود.

مثال‌های زیادی از چنین حلقه‌هایی وجود دارد، اما بطور خلاصه تمام حلقه‌ها حاکی از این هستند که معامله‌گر یک اشتباه را مرتب تکرار می‌کند و متحمل ضرر و زیان می‌شود. با قرار گرفتن در چنین موقعیت‌هایی، بسیار مشکل بتوان با نگاه از جانب ناظر بیرونی وضعیت را قضاوت کرد و عملکرد خود را به نحوی سودمند و سازنده تغییر داد.

می‌خواهم از درد و رنج دور باشم.

وجود حلقه‌های منطقی و در نتیجه عدم رضایت از نتایج معاملات، می‌تواند خستگی و فرسودگی روحی و روانی را به دنبال داشته باشد. معامله‌گر دیگر نمی‌داند چگونه معامله کند و به چه نکاتی توجه کند و صرفا به باز و بسته کردن معاملات ادامه می‌دهد و تلاش می‌کند به ناحیه امن و مثبتی برسد.

مغز بطور فزاینده از انسان در برابر آسیب‌های روانی محافظت می‌کند و تلاش می‌کند او را از معامله کردن منصرف سازد و به کار دیگری مشغول کند. در نتیجه تمرکز کاهش پیدا می‌کند و ضرر و زیان افزایش.

در ذهن ناخودآگاه یک بن‌بست شکل می‌گیرد: هیچ فرصتی برای انجام معامله‌ای سودآور وجود ندارد، اما در عین حال ذهن را به کناره‌گیری از معامله کردن ترغیب نمی‌کند. در این هنگام تنها یک تصمیم اتخاذ می‌شود و آن کاهش موجودی حساب به صفر و در نهایت اجتناب از استرس است. از نقطه نظر ذهن ناخودآگاه، این تصمیم و رفتار به منظور رهایی از فشار و استرس کاملا توجیه‌پذیر است.

و حال معامله‌گر بیش از پیش به انجام معامله‌ای با حداکثر حجم ممکن فکر می‌کند. یا به سرعت ثروتمند می‌شود و به تمام رنج و عذاب خود خاتمه می‌دهد، یا اینکه تمام موجودی حساب خود را از دست می‌دهد و می‌تواند استراحت کند. دیر یا زود معامله‌گر تسلیم این میل و خواسته می‌شود و پس از یک یا دو معامله با حجم سنگین تمامی سرمایه خود را از دست می‌دهد. دیگر پولی وجود ندارد، اما سلسله اشتباهات و درد و رنج به پایان رسیده است. مغز در محافظت و مراقبت از صاحب خود کاملا موفق عمل کرده است.

برای اجتناب از معاملات احساسی چه اقداماتی انجام دهیم

در این قسمت دلایل احساسی اصلی ورود به معاملات به اشتباهات معامله گران ترتیب زمانی بیان می‌شوند، اما در واقع همه چیز به این ترتیب رخ نمی‌دهد. اغلب معاملات منطقی و احساسی بطور متوالی تکرار می‌شوند که در نتیجه باعث کاهش نتیجه نهایی می‌شود.

بسیار دشوار بتوان کاری را بدون وجود دستورالعمل مشخصی به درستی انجام داد. در ابتدا برای اینکه سرمایه خود را به دلیل کلیشه‌های ناکارآمد ذهنی از دست ندهید، لازم است برای ورود به هر معامله معیارهای کاملا مشخصی داشته باشید. هرچه استراتژی معاملاتی صورت رسمی‌تر و وضوح بیشتری داشته باشد، راحت‌تر می‌توان در برابر انگیزه‌های احساسی ذهن ناخودآگاه مقاومت کرد.

مجموعه‌ای از موقعیت‌هایی که می‌توانید با استفاده از آن‌ها کسب سود کنید را جمع‌آوری کنید. تعیین کنید که در هر معامله استاندارد با چه حجمی ورود کنید. تمام الگوهای تجربی را زیر نظر داشته باشید، یا اینکه با کمترین حجم ممکن معاملات را انجام دهید. از “بازی حدس و گمان” جدا پرهیز کنید و به مغز خود فرصت ندهید از طریق کسب سود تصادفی، اندورفین دریافت کند.

سود و ضرر از طریق معاملات رندوم و تصادفی هر دو به یک اندازه برای معامله‌گر مضر هستند. ضرر بزرگ باعث می‌شود معامله‌گر به فکر جبران باشد و سود کلان سبب می‌شود در گوشه ذهن این تفکر شکل بگیرد که همیشه می‌توان با این روش موفق بود.

ذهن خود را آموزش دهید. فراموش نکنید که علیرغم قدرت و توانایی بالای هوش و ذکاوت انسان مدرن، همواره بخشی از فرایند معاملاتی توسط غرایز و احساسات اداره می‌شوند. اگر پس از ورود به یک معامله ناگهان متوجه شدید که شتاب‌زده عمل کرده‌اید و تصمیم عجولانه‌ای گرفته‌اید، بلافاصله و بدون توجه به نتیجه از معامله خارج شوید. با این کار ذهن ناخودآکاه یاد می‌گیرد که باید از ورود به موقعیت‌های مشکوک اجتناب نمود و نباید انتظار داشته باشد که بخش خودآگاه ذهن فرصتی برای انجام “بازی حدس و گمان” در اختیار او قرار ‌دهد.

در صورتیکه نمودار قیمت به حد ضرر معامله می‌رسد، اگر دلایل فاندامنتالی دیگر موثر نیستند، به سرعت و با خونسردی ضرر وارده را برطرف کنید. به این طریق مغز شما عادت می‌کند و مرتبه بعدی خیلی راحت نخواهد بود که ضرر را به تعویق بیاندازید.

حالات روانی خود را هنگامی که مشغول معامله کردن هستید، دنبال کنید. تنبلی نکنید و از خود بپرسید: “الان چه احساسی دارم؟ آیا این معامله به خوبی انجام شد یا من کسل شده‌ام؟ آیا به قدر کافی تمرکز دارم یا اینکه مدام افکار من متوجه مسائل دیگری می‌شود؟ آیا اکنون زمان تصمیم‌گیری برای معاملات است؟”

اگر شما یک معامله‌گر فعال و پویا هستید، می‌توانید دفتری برای ثبت حالات روانی خود اختصاص دهید. این دفتر می‌تواند دربرگیرنده توصیفاتی از حالات روانی شما در طول یک روز کاری، به هنگام ورود به معامله و در حین فرایند مدیریت آن معامله باشد. زمانی که حالات روانی خود را ثبت و ضبط می‌کنید، می‌توانید به اشتباهات روانی رایج خود پی ببرید و همچنین متوجه می‌شوید که تحت چه شرایطی بهتر است از معامله کردن دست بکشید.

بعلاوه می‌توانید قوانینی مختص به خود وضع کنید که به شما امکان ‌دهد با دقت و احتیاط بیشتری معامله کنید. این قوانین می‌تواند فهرستی از شرایطی باشد که تحت آن‌ها سراغ معامله‌گری نمی‌روید (برای مثال خستگی، هیجان زیاد و غیره) و همینطور تمرینات و تکنیک‌های ویژه‌ای به منظور کسب آرامش و پایدارسازی عواطف و احساسات.

اگر موفق شوید این توصیه‌ها را اجرا کنید، قطعا سود مستمر خیلی دور نخواهد بود.

4 اشتباه رایج که معامله گران هنگام گذاشتن حد ضرر خود مرتکب می شوند!

اشتباه در گذاشتن حد ضرر

در مقاله امروز از مجموعه مقالات آموزش فارکس، چهار اشتباه رایجی که معمولا معامله گران هنگام گذاشتن استاپ خود مرتکب می شوند را به شما معرفی خواهیم کرد.

همانطور که می دانید تاکید ما همیشه بر استفاده درست از قوانین مدیریت ریسک است، اما زمانی که از این قوانین بدرستی استفاده نشود، نه تنها می تواند به سود منجر نشود بلکه منجر به ضرر بیشتر شود. و شما که چنین چیزی را نمی خواهید، می خواهید؟

حد ضرر بسیار نزدیک

اولین اشتباه رایج بسیاری از معامله گران این است که استاپ های خود را تنگ تنگ قرار می دهند.

آنها آنقدر استاپ خود را تنگ و نزدیک می گذارند که جای هیچ فضایی برای نفس کشیدن پوزیشن باقی نمی ماند!

وقتی حد ضرر خود را در زمان معاملات زیادی تنگ و چسبیده به نقطه ورود خود می گذارید، “فضای تنفس” کافی برای نوسان قیمت وجود نخواهد داشت تا معامله شما بتواند از نوسانات جان سالم بدر برده تا در نهایت بازار به جهت پوزیشن شما حرکت کند.

در زمان گذاشتن حد ضرر خود هرگز نوسانات جفت ارز را فراموش نکنید. جفت ارز می تواند قبل از اینکه بخواهد به یک جهت خاص سرازیر شود در اطراف نقطه ورود شما مدتی تاب بخورد و دست دست کند. این یک واقعیت کتمان ناپذیر است.

به عنوان مثال، فرض کنید که شما روی جفت ارز GBP/JPY به نرخ 145.00 خرید گرفتید و حد ضرر خود را روی 144.90 گذاشتید.

حتی اگر پیش‌بینی شما درست باشد که قیمت با برخورد با آن ناحیه واکنش نشان داده و برگردد، این احتمال وجود دارد که قیمت همچنان تا 10 تا 15 پیپ پایین‌تر از قیمت ورودی شما کاهش یابد، مثلا تا 147.00.

بعد فکر می کنید چی شده؟

شما نتوانستید 200 پیپ سود اعلا را به تور بزنید زیرا در یک لحظه استاپ شما خورده است. پس فراموش نکنید:

به معامله خود فضای نفس کشیدن داده و نوسانات و تلاطم بازار را در نظر بگیرید!

استفاده از اندازه هایی همچون “فلان قدر پیپ به عنوان مبنایی برای گذاشتن حد ضرر.

استفاده از سایز پوزیشنی همچون «فلان قدر پیپ» یا « فلان قدر دلار» ایده بدی است. شما در واقع باید از تحلیل تکنیکال برای تعیین حد ضرر خود استفاده کنید.

این را در درس ند تازه کار نیز آموختیم، یادتان هست؟

استفاده از سایزبندی پوزیشن برای محاسبه فاصله گذاشتن استاپ هیچ ربطی به نوسانات قیمت و رفتار بازار ندارد.

از آنجایی که ما در حال معامله کردن در بازار هستیم، محاسبه حد ضرر با توجه به نوسانات بازار، بسیار منطقی تر است.

از این گذشته، شما نقطه ورود و حد سود خود را با استفاده از تحلیل تکنیکال انتخاب کرده اید، پس برای حد ضرر خود نیز باید از همین روش استفاده کنید.

استاپ گذاشتن

ناگفته نماند نباید سایز پوزیشن را به طور کامل فراموش کنید.

توصیه ما این است که پیش از محاسبه اندازه پوزیشن خود، تصمیم بگیرید که حد ضرر خود را کجا قرار دهید.

استاپ های خیلی دور

برخی از معامله‌گران نیز از آن طرف بام می افتند و حد ضررهای خود را خیلی دور تنظیم می‌کنند، و می نشینند و با خدای خود راز و نیاز می کنند که خدا کند قیمت به سمت پوزیشن آنها پیش رود.

خوب، پس گذاشتن حد ضرر اصلا چه فایده ای دارد؟

پس چه فایده ای دارد که پوزیشنی که مدام بیشتر در ضرر می رود را باز نگه داریم، وقتی می‌توانیم از سرمایه قفل شده در آن برای ورود به معامله‌ای سودآورتر استفاده کنیم؟!

گذاشتن استاپ های زیادی گشاد و یا دور، سبب می شود معامله شما به مقدار پیپ بیشتری نیاز داشته باشد تا به نفع اشتباهات معامله گران شما حرکت کند!

نظر ما اینست که تلاش کنید استاپ های خود را در قیاس با حد سود، نزدیک‌تر به نقطه ورود خود قرار دهید.

البته، شاید بخواهید ریسک کمتر و پاداش بزرگ‌تری داشته باشید، نه؟

با یک نسبت پاداش به ریسک خوب، مثلاً 2:1، اگر حداقل در 50 درصد معاملات، تحلیل شما درست باشد، احتمالاً در پایان به سود خواهید نشست.

قرار دادن استاپ دقیقا روی سطوح حمایت یا مقاومت.

گذاشتن استاپ زیادی نزدیک؟ بد

گذاشتن استاپ زیادی دور؟ بد

پس یک حد ضرر خوب دقیقاً کجا قرار می گیرد؟

خوب، می توانیم قطعا به شما بگوییم که دقیقاً روی سطوح حمایت یا مقاومت قرار نمی گیرد.

مگر نگفتیم که برای تعیین استاپ باید از تحلیل تکنیکال استفاده کرد؟

مطمئناً همینطور است، هنگام تصمیم گیری در مورد محل گذاشتن حد ضرر، توجه به سطوح حمایت و مقاومت کمک شایانی می کند.

اگر قصد خرید گرفتن دارید، کافیست به دنبال نزدیک ترین سطح حمایت در زیر نقطه ورود خود بگردید و استاپ خود را در آن ناحیه تنظیم کنید.

اگر می خواهید فروش بگیرید، می توانید ببینید که سطح مقاومت بعدی بالاتر از نقطه ورود شما کجاست و حد ضرر خود را آنجا قرار دهید.

اما چرا گذاشتن حد ضرر درست روی سطح حمایت یا مقاومت ایده خوبی نیست؟

دلیل آن این است که قیمت پس از لمس سطح حمایت یا مقاومت، همچنان می‌تواند فرصتی برای برگشتن و حرکت در جهت پوزیشن شما داشته باشد.

اگر استاپ خود را چند پیپ آنسوی ناحیه حمایت یا مقاومت قرار دهید، کم و بیش مطمئن خواهید بود که حمایت یا مقاومت کاملا شکسته شده و در نتیجه می توانید تایید کنید که ایده معاملاتی شما اشتباه بوده است.

جلسه دوم: اشتباهات رایج معامله گری

در دنیای بازارهای مالی اشتباهات رایج و پر تکراری وجود دارد که تمامی معامله گران این اشتباهات را انجام داده و در آینده هم انجام خواهند داد. شاید یکی از سریع ترین راه های تبدیل شدن به یک معامله گر منضبط موفق شناسایی اشتباهات رایج معامله گری است. اگر فعالان بازار بورس، ارز دیجیتال، بورس بین الملل، فارکس، آتی و … اشتباهات رایج در معامله گری را بشناسند و اشتباهات معامله گران تمام تلاششان را بکنند که از تکرار این اشتباه بپرهیزند، به موفقیت خواهند رسید.

سبک زندگی معامله گر | دوره جامع تقویت ذهن معامله گران، چرا اشتباه می کنیم | سوگیری های ذهنی شناختی

دسترسی سریع

اشتباهات رایج معامله گری

خطاهای رایج معامله گری

جلسه دوم دوره سبک زندگی معامله گر

در جلسه اول دوره سبک زندگی معامله گر، به دلیل اشتباه کردن معامله گران و فعالان بازارهای مالی پرداختیم. در این جلسه به بیان اشتباهات رایج فعالان مالی خواهیم پرداخت. اشتباهاتی که معامله گران بازارهای مالی در سه موقعیت عمده که شامل موقعیت تشخیص، موقعیت خرید و موقعیت فروش می باشد، انجام می دهند.

همه ما در معاملاتمان اشتباه می کنیم. اعتراف به اشتباه هم داریم اما مطمئن باشید آنها که میگویند تا حالا اشتباه نکرده اند، دستاورد خاصی در معامله گری نداشته یا به جایی نرسیده اند.

اشتباه کردن به خودی خود چیز بدی نیست چون نشان می دهد که شما به سمت جلو در حال حرکت هستید، اما چیزی که خیلی اهمیت دارد این است که نباید این اشتباهات را تکرار کنید. چون قطعا تکرار اشتبا می تواند شما را نابود کند.

اشتباهاتی که معامله گران در موقعیت تشخیص انجام می دهند، مرتبط با پیدا کردن سهم یا ارز اشتباه است که دلایل مختلفی باعث این موضوع می شود. اشتباهاتی که فعالان بازارهای مالی در لحظه خرید مرتکب می شوند، خطاهای رایج معامله گران در موقعیت خرید است.

در نهایت وقتی معامله گران در موقعیت فروش قرار می گیرند دچار اشتباهات فروش می شوند. خطاهای رایج معاملات در لحضه فروش پر تکرارترین و خطرناک ترین اشتباهات معامله گری می باشد.

در این جلسه از دوره سبک زندگی معامله گر، به بررسی اشتباهات این سه موقعیت خواهیم پرداخت. باور اساسی ما این است که شناخت خطاهای رایج در معامله گری به ما در کم کردن اشتباهات و در نهایت تبدیل شدن به یک معامله گر منضبط موفق کمک خواهد کرد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.